خط‌نوشته‌های تب‌دارِ دوسر و بی‌پهلو

 
 
باوری نیست مرا
همه خاطره ها پاک شدند
بی خیال همه چیز
از کجا آمدنم بهر چه بود
از پس این همه تکرار عبث
گذر از درد، غم و شادیها
حرف بی فایده از ماهیها
پس سکوتم بهتر
و سکوتم بهتر
و ...
آن وسط هی! تو فقط جا ماندی.



 


نویسنده : فاطمه - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٦
comment نظرات ()