خط‌نوشته‌های تب‌دارِ دوسر و بی‌پهلو

شبها و شهاب‌ها
 

از ظلمت رمیده خبر می‌دهد سحر

شب رفت و باسپیده خبر می‌دهد سحر


در چاه بیم، امید به ماه ندیده داشت

واینک ز مهر دیده خبر می‌دهد سحر


از اختر شبان رمه شب رمید و رفت

وز رفته و رمیده خبر می‌دهد سحر


زنگار خورد جوشن شب را به نوش‌خند

از تیغ آب‌دیده خبر می‌دهد سحر


باز از حریق بیشه خاکسترین فلق

آتش به جان خریده خبر می‌دهد سحر


از غمز و ناز انجم و از رمز و راز شب

بس دیده و شنیده خبر می‌دهد سحر


بس شده شهید پرده شب‌ها شهابها

وآن پرده‌ها دریده خبر می‌دهد سحر


آه! آن پریده رنگ که بود و چه شد کز او

رنگش ز رخ پریده خبر می‌دهد سحر


چاووش‌خوان قافله روشنان، امید

از ظلمت رمیده خبر می‌دهد سحر


- از کتاب "دوزخ، اما سرد"، مهدی اخوان ثالث


 


نویسنده : فاطمه - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٩
comment نظرات ()